خرید بک لینک
نشان به آن نشان که اولین روز پائیزی بود

گر زار زنم داد زنم چهره برافشانم

هر گه ز دری زنم تا روان بیاسایم

این بود آغازش

این بود پایانش

من بودم حیرانش

خواب بود روئیایش

روز بود اجرایش

شب بود معوایش...

.

.

امصاء شرلوک.

برچسب: نویسنده: یلدا زمانی تاريخ: سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت: 21:05

صفحه بندی